تبليغاتX
غزلداستان
جوابی به کامران محمدی یا بیله دیگ، بیله چغندر!
دوستم کامران در وبلاگش مطلبی نوشته است با این مضمون که نویسندگان نسل پنجم سایه ی همدیگر را با تیر می زنند.
البته که حرفش درست است، اما  طرح این مساله مشکلی را حل نمی کند.اصلا اگر غیر از این باشد باید تعجب کرد...
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 18:53  توسط محسن فرجی  | 

نگران نسل پنجم هستم
ادبيات يتيم وجود ندارد.چنين گفت كارلوس فوئنتس.يعني اين كه هر اثري ريشه در آثار و نوشته هاي ديگري دارد.حالا ما با اين يتيمي و فقيري ذهن چه خلق خواهيم كرد؟بايد كتاب بخوانيم، فيلم و نمايش و نقاشي ببينيم ، موسيقي بشنويم تا همه ي‌آن ها در ما شكلي ديگر بگيرد و بيايد روي كاغذ.اما اما واقعيت تلخ و بي رحم ، چيز ديگري است: مجال ،توان، فرصت و زمان خواندن و شنيدن و ديدن نداريم.پس چه چيز را روي كاغذ بياوريم و از كجا؟ بچه هاي نسل ما خسته اند.خسته از آوار كار براي معاش و زنده ماندن.من نگرانم .نگرانم كه اين موقعيت غم انگيز ادامه پيدا كند و ما نتوانيم به خلق هيچ چيز بپردازيم.چرا كه ادبيات يتيم وجود ندارد.چنين گفت كارلوس فوئنتس .
 من نگرانم...  

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 16:35  توسط محسن فرجی  | 

نامه ای برای داستان های محسن فرجی - علیرضا روشن

همین ابتدا یک چیزی بگویم و بعد بروم سراغ اصل مطلب. من وقت داستان خواندن به تنها چیزی که کار ندارم گشتن به دنبال تشابهات متنی که می خوانم است، با آن چه به اسم آثار بزرگ ازشان یاد می شود. شما به مرگ مولف اعتقاد دارید. باشد. حرفی نیست. من هم به مرگ مولف اعتقاد دارم....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 16:7  توسط محسن فرجی  | 

امير رضا بيگدلي
مي خواستم از روزي كه آمدم به غزلداستان ، وبلاگم را فعال تر كنم و هر روز چيزي بنويسم.اما نشد.يعني گرفتاري ها نگذاشت.ولي امروز هم فرصت دست داد و هم  ماجراي جالبي پيش آمد كه گفتم بنويسمش ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 15:53  توسط محسن فرجی  | 

يوسف عليخاني يا روح عموي هملت!
يوسف به ظاهر از وبلاگ و وبلاگ نويسي قهر كرده است. وقتي مطلبش را در تادانه خواندم دلم گرفت.البت مي دانستم كه او دورادور  چشمش به دنبال وبلاگ و وبلاگ نويسي است.نمونه اش اين كه كامران وقتي وبلاگ من را درست كرد نتوانست طرح جلد كتاب ها را بگذارد.اما امروز آمدم و ديدم كه طرح جلد كتاب ها در وبلاگم هست! فقط هم يوسف پسورد من را دارد!
يوسف مثل روح عموي هملت است كه نمي تواند به تمامي به جهان مردگان ـ در اين جا: قهر كنندگان با اينترنت ـ بپيوندد! با اين همه، اين ها چيزي از سپاس من نمي كاهد و در همين جا با صداي بلند
مي گويم : يوسف جان متشكرم، يوسف جان دوستت داريم!

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 17:24  توسط محسن فرجی  | 

زنده باد كامران! زنده باد نسل پنجم!
زمان، شلاقي، صفير مي كشد و مي توفد و نمي ماند.ماييم كه جا مي مانيم.شايد.حالا هم زمان ـ اين معشوقه ي غايب ـ دارد مي گريزد .پس مي ماند يك سپاس از كامران عزيز محمدي كه غزلداستان را درست كرد.اگرچه پيام ها مي گويد كه همان قورباغه خوب بوده است ، يعني وبلاگ قبلي ام، اما حالا كه مي خواهم ـاحيانا ـ مطلب يا مطالب جدي تري بنويسم ، گمان مي كنم اسم و فضاي قورباغه جواب نمي داد.همين.وقت ملاقات تمام شد.زنده باد كامران! زنده باد ايران كه مي خواهد مكزيك را ببرد! زنده باد نسل پنجم!

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 17:10  توسط محسن فرجی  | 

عمران صلاحی در کافه تيتر

سه شنبه ۲۳ خرداد ماه عمران صلاحی به دعوت روزنامه ی کارگزاران ميهمان کافه تيتر است.اين جلسه از ساعت ۶ برگزار می شود تا دوستداران اين طنزپرداز محجوب به گپ و گفت  با او بپردازند .اين هم آدرس کافه تيتر : چهار راه ولی عصر، خيابان برادران شهيد مظفر جنوبی (صبای جنوبی )، رو به روی بيمارستان مدائن.

|+| نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 19:33  توسط محسن فرجی  | 

گفتگوی مهر با محسن فرجی
محافل ، پایگاه ها و گروه های ادبی ، محل خلق اثر ادبی نیستند بلکه شکل دهنده جریان های ادبی به شمار می روند.
محسن فرجی - نویسنده، در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر، ضمن بیان این مطلب افزود: محافل ادبی در همه کشورهای دنیا مروج و مایه رونق ادبیات هستند اما این به معنی خلق و پیدایی آثار در چنین محافلی نیست...

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 19:32  توسط محسن فرجی  | 

گزارشى از نقد مجموعه داستان «چوب خط» در كافه تيتر
مجموعه داستان «چوب خط» نوشته محسن فرجى، جمعه ۱۲ خردادماه با حضور جمعى از نويسندگان، منتقدان و روزنامه نگاران در كافه تيتر نقد و بررسى شد...

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 19:19  توسط محسن فرجی  | 

نقد فتح الله بی نياز بر مجموعه داستان چوب خط

چهره هاى خسته و عرق كرده
شش داستان عاشقت بودن، انجيرها مال همسايه است، مى گويم عيب ندارد، از خاطرات يك سرباز عراقى، برو دست شويى و هزار راه از مجموعه پانزده داستانى «چوب خط»، به عوارض و آسيب شناختى جنگ- اساساً آسيب هاى روانى- مى پردازند و داستان هاى ديگر به وجوه معمولى زندگى...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 19:13  توسط محسن فرجی  |