گروه فرهنگ و ادب: بلبشوی حاكم بر ادبيات اقتضای زمان است، نيمابازی در فضای ادبيات شديدا شايع شده است و اميدی هم به آينده نيست!
استاد برجسته دانشكده ادبيات كه نخواست نامش آورده شود، با بيان اين مطلب به خبرنگار شبستان گفت: گسست مردم از ادبيات نتيجه فضای مغشوش دانشگاهها و مجامع ديگر ادبی است.
وی با انتقاد از سياست ادبی ادبياتچیهای دستاندركار، صدا و سيما را عامل انتشار نظم و نثر غلط دانست و گفت: صدا و سيما نثر فارسی را مقلوب كرده است. آنها كسی را ندارند كه درست شعر بخواند فارسی خوب نمیدانند و نثر بزرگانشان هم متكلف است.
شاگرد مبرز علامه فروزانفر گفت: دانشكده ادبيات كسی را ندارد. اگر از شفيعی كدكنی فاكتور بگيريد هيچ كسی باقی نمیماند. ساير اساتيد نه سواد كافی دارند و نه ذوق وافی.
وی ادامه داد: در سراسر گروههای فارسی يك آدم دسته اول مثل دكتر معين و خطيبی نداريم. اكثر اينها نمیتوانند يك قصيده فارسی را درست بخوانند. و اين با گذشته درخشانی كه امثال جلالالدين همايی و بديعالزمان فروزانفر و حكمت و صفا و خطيبی و معين و زرينكوب در آن خودنمايی میكنند قابل مقايسه نيست! كار به جايی رسيده است كه مترجم بیمايهای با مدرك ليسانس شيمی و بدون كنكور استاديار ادبيات شده است .
وی افزود: در نتيجه دانشجويان هم قلابی از آب درمیآيند عربی و انگليسی میخوانند اما در آخر نه عربی ياد میگيرند و نه انگليسی! با متون آشنا نيستند چرا كه بديع و بيان و معانی و عروض همه جا را گرفتهاند و سهم متن خيلی كم است. برای دوره فوق ليسانس تنها با 16 ساعت میخواهند نظامی يا خاقانی درس بدهند لذا نمیشود انتظار داشت كه دانشجو متون سنتی را درك كند چرا كه ما معلم متن نداريم.
اين استاد در بخش ديگری از سخنانش گفت: در بيرون دانشگاهها هم كسی را نداريم و انجمنهای ادبی هم تقريبا ورافتادهاند و به تفننگاه بدل شدهاند.
اين شاعر و قصيدهسرای فحل بعيد دانست كه ادبيات به شكوه گذشتهاش بازگردد و خاطرنشان ساخت: ظهور مكاتب جديد اگر منجر به كنار گذاشتن گذشته شود و درست آموخته نشود خطر بزرگی است.
پايان پيام /