وصایای زن مرده شور به دخترش
دخترم/همین زنی که ساکت خوابیده /زیر دست تو/آرام بشورش/آرام/با احترام تمام/آخر او هم روزی آدمی بوده/برای خودش/با غم های کوچکش/با شادی های اندکش/و غصه های مدامش/ پای خیس و چروک همین زن/روزی /در تاکسی لکنته ای/ مردی را تا مرز خلسه برده بوده /از یک سایش کوتاه و مختصر/این زن / همین زنی که ساکت خوابیده/و دهانش چون غاری بی انتهاست/مثل خودم و خودت/ سختی کشیده /حرف شنیده/ زخم خورده/تنهایی دیده/ پس آرام بشورش/آرام/با احترام تمام/
حالا دخترم/تصدق دست های خسته ات/من را هم آرام بشور/آرام/با احترام تمام
|
+|
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 18:38  توسط محسن فرجی
|