كارگزاران در آستانه تحریم ادبی !؟
این نخستین باری نیست كه حزب و طرفدارن "كارگزاران" بدون پرداخت حقوق چندین ماههی خبرنگاران،به شكلی غير حرفهای آنها را اخراج یا وادار با استعفا میكنند و با دروغ تكراری «پول ندارم و ورشكسته شدهایم» فعالیت تازه خود را روی نعش نیروهای گذشته بنا میكند.
در حالی كه شایعه شده است، همه خبرنگاران روزنامه "كارگزاران" حقوقهای عقب مانده خود را دریافت كردهاند و اگر بخواهند میتوانند در روزنامه جدید فعالیت كنند، یكی ازخبرنگاران سابق روزنامه،میگوید:« شنیدیم که گفتهاند بچهها پول خود را گرفتهاند و فقط چند نفر باقی ماندهاند. اما به این اسامی دقت کنید:هاشم اکبریانی،محسن فرجی،علی رضا کیوانی نژاد،یاسین نمکچیان،فرزین شیرزادی،ایمان مهدی زاده،فرهاد فرجاد،نگین بهکام،ریحانه مظاهری،مختاباد،علی شیرازی،هوشنگ صدفی و نفرات دیگری که ذهن نگارنده یاری نکرد نامشان ذکر شود. ما بیست و چند نفر هستیم که پول خود را شامل دو یا سه ماه حقوق،عیدی و سنوات دریافت نکردیم. باز هم هستند،اما به دلیل روابط تنگاتنگ خانوادگی ترجیح دادند شکایت نکنند!»
زنگ میزنم به "هاشم اكبریانی"(شاعر روزنامهنگار)دبیر استعفا دادهی سرویس"ادب و هنر" روزنامه كارگزاران. مردی خوش اخلاق و آرام است. از او میپرسم:
- شما حقوق عقب افتادهی خود را از روزنامه گرفتهاید؟
- نه
- چقدری هست ؟
- یكی ، دو میلیون
زنگ میزنم به "محسن فرجی" (داستان نویس و روزنامهنگار). میپرسم:
- شنیدهام كارگزاران راه افتاده و پول شما را هم پرداخت كردهاند!
- روزنامه راه افتاده،اما من هنوز پولی نگرفتم!
- یعنی حقوقهای عقب ماندهات را ندادهاند؟
- نه
چقدری است ؟
- حقوق چند ماه است كه میشود،بیش از یك میلیون.
نیازی نمیبینم كه از بقیه بپرسم. یكی از خبرنگارانی كه هنوز پولش را نگرفته میگوید:« من به حکم دادگاه مبلغ یک میلیون و سیصد هزار تومان طلب دارم، اما در مراجعه به روزنامه که در پی تماس مسوولان برای دریافت حقوق معوقه بود کاغذی را جلویم گذاشتند که امضا کن:فقط سیصد هزار تومان. بعد هم گفتند انگشت بزن که دیگر هیچ طلبی نداری!میگفتند یک میلیارد بدهی داریم. حالا ندارند که روزنامه در آوردند؟ »
با شنیدن این جمله یاد بحث بین "پوریا گلمحمدی" و "محمد گلزاری" مقابل نمایشگاه مطبوعات در خیابان حجاب میافتم. آن هم به شكلی به برخورد بد كارگزاران با خبرنگاران ادبی بر مي گشت.
گلمحمدی قبلاً گفته بود كه پایگاه اطلاع رسانی"هاتف نیوز"یها كه به حزب كارگزاران وابسته بودند،حدود یك میلیون تومان پولش را در انتخابات ریاست جمهوری ایران ندادهاند!
|
گروه دوم ؛ضمن متهم كردن كسانی كه بیتوجه به برخورد زشت روزنامه كارگزاران با خبرنگاران دیگر ،وارد همكاری با آن شدهاند ، معتقدند باید روزنامه كارگزاران را تحریم ادبی كرد. یعنی ؛نه خبرنگاران با آنها همكاری كنند و نه اهالی ادبیات با خبرنگاران حاضر در آن همكاری داشته باشند! این باعث میشود تا دیگر هیچ روزنامهای حرفه و زندگی یك خبرنگار را به بازی نگیرد. این نگاه دوم در حالی زمزمهاش در میان اهالی مطبوعات و ادبیات به گوش میرسد كه گفته میشود، برخی از روزنامه نگاران ،نویسندگان و منتقدان از همكاری با این روزنامه به بهانههای مختلف خود داری میكنند و معتقدند بیاحترامی و آزار خبرنگار ادب و هنر ، بیاحترامی به جامعه ادبی و هنری است؛پس برای جلوگیری از افزایش چنین رفتاری با خبرنگاران ادبی و دیگر خبرنگاران،باید عكس العملی قاطع نشان داد. حال باید دید حزب و روزنامه كارگزاران كه در آستانه انتخابات مجلس ایران نیز قرار دارند، با این صفر بزرگ اخلاقی كه از جامعه ادبی ایران گرفتهاند چگونه برخوردخواهند كرد! |
گلزاری كه سنش هنوز به 30 نمیرسد،با طنزی همراه با مسخره كردن طرف مقابل،میگوید:«نه عزیزم ، ما مدرك داریم كه پول همه بچههای "هاتف نیوز" را دادیم. به كسی هم بدهكار نیستیم. »
گلمحمدی میگوید :« پس باید امضاء منروهم داشته باشید. یعنی شما حقوق دوماه آخر و حقالتحریرهایی رو كه من از جیب خودم به بچهها دادم را پرداخت كردید. پس باید امضاء من را در رسیدی كه حدود یك میلیون تومان گرفتهام داشته باشید!»
گلزاری كمی عقب نشینی میكند و میگوید: «ما همه ضرر كردیم . من هنوز ده میلیون تومان از آقای مهندس "فیروزان"(رئیس كنونی شهر كتاب مركزی و مدیر پایگاه خبری هاتف نیوز) طلبكارم كه نداده است. مگر "شاكر" نگفت بیا پولت را بگیر؟ چرا نرفتی.....» بحث به شكلی ناتمام ،تمام شد و من با گلمحمدی راه افتادیم به طرف خانه . گفتم:« چرا نرفتی پولت رو بگیری؟»
گفت :«تو چرا باور میكنی!كدوم پول! پس از یك سال زنگ زدن كه بیا 180 هزار تومان طلبت رو بگیر. اما حقوق من كه دبیر شده بودم ، ماهی 350 تا 450 هزار تومان بود. تازه حقالتحریر بچههایی كه با من كارمیكردن را خودم میدادم كه مبادا پولشان را ندهند و اعتبار من خراب بشه. همین گلزاری كه داشت اینطوری حرف میزد و نِك و نال میكرد، میگه من ضرر كردم و پول ندارم ،اما مجله راه انداخته ! یك بار هم در شهر كتاب به خود مهندس "فیروزان" گفتم كه پول من چی شد؟ گفت:«نداریم!». هیچ چیز بدتر از این نیست كه كسی مدعی فرهنگ باشه و با چهرهی فرهنگی بیاد جلو و در حق یه خبرنگار فرهنگی نامردی كنه ! تو نمیدونی اینها چه جور آدمهایی هستن. نزدیك انتخابات ریاست جمهوری ایران بود كه رفتیم "هاتف نیوز". این پایگاه خبری یه جورایی به حزب كارگزاران وابسته بود و به گفته خودشان میخواستند از انتخابات ریاست جمهوری ایران به عنوان شروع كار استفاده كنند و قرار نیست پایگاه تعطیل بشه؛بلكه میخواد تبدیل به یك موسسه بزرگ فرهنگی بشه. كلی به ما وعده دادند و گفتند مهم نیست كه در انتخابات پیروز شویم یا نه! و...
به هیچ عنوان خودم را داخل مسایلی حزبی نكردم و جلوی بعضی از خواستههای غیر حرفهایشون كه میتونست اعتبار من و افراد فرهنگی رو خراب كنه ایستادم ! پس از انتخابات كه شكست خوردند ، و سایت روبه تعطیلی رفت، ما را جمع كردند و گفتند نگران نباشد؛ قرار است روزنامه كارگزاران راه اندازی شود. شما را میبریم آنجا! حالا رفتهاند كه ما را صدا كنند.... »
روزنامه "كارگزاران" راه میافتد بیآنكه كسی یادی از بچههای "هاتف نیوز" كند كه طعمهی انتخابات و وعدههای دروغین حزبی شده بودند كه همیشه با یك واسطه افراد را به كار میگیرد كه در صورت پیش آمدن حادثه خودشان را بیگناه نشان دهند. اما كارگزاران اینبار نمیتوانند پشت هیچ نامی پنهان شوند و خود را بیگناه نشان دهند،چرا كه اینبار روزنامه به نام آنهاست.
حال باید پرسید كه چرا حزبی كه مدعی سازندگی ایران است،اینگونه دست به تخریب زندگی و آبروی خبرنگاران میزند. در ذهن خود تجسم كنید خبرنگاری را كه مستاجر است و چند فرزند هم دارد! سه ماه حقوقش را نمیدهند. صاحبخانه وسایل او را به خیابان میریزد و خبرنگاری كه دیروز با سیلی صورتش را سرخ میكرد ، حالا با آبروی رفتهاش هم روبه رو شده است. حتا اگر پول این خبرنگار به او پرداخت شود ، آبروی رفتهاش چگونه بر میگردد؟
«گیرم كه آب رفته را به جوی بازگرداندید
با آب روی رفته چه میكنید!؟
گیرم كه آب رفته را به جوی بازگرداندید
با ماهیان مرده چه میكنید!؟
.....»
به نظر میآید سوء استفاده كردن از نیاز ،عشق و علاقه برخی خبرنگاران به مطبوعات، مُد روز شده است. عدهای هر زمان كه دلشان خواست روزنامه راه میاندازند و این افراد را میآورند و هر وقت كه دلشان خواست روزنامه را تعطیل میكنند و میروند روزنامهای با نامی دیگر راه میاندازند، بدون آنكه به فكر نیروهای قبلی خود باشند و بخواهند به شكلی صحیح و قانونی با آنها تسویه حساب كنند. نباید فراموش كرد كه در بخش همكاری خبرنگاران با این به اصطلاح اهل مطبوعات آنچه بیشتر به چشم میخورد «بردهداری مدرن» است. از میان همه نیروها تنها تعدادی بیمه خواهند شد و حقوق كافی میگیرند،كه البته اگر بلای روزنامه كارگزاران به سرشان نیاید؛ مابقی نیروها نیز باید بدون هیچ امكاناتی، حق التحریر ثابت و یا غیر ثابت شوند. با توجه به اینكه نیروها ممكن است كم باشند، این افراد مجبورند بیشتر از آنچه میگیرند كار كنند. به شكلی روزنامه و رسانههای این روزها به مركز بردهداری مدرن تبدیل شدهاند كه با شكلی قانونی و «نِكونال»های مدام از رسیدگی به وضع نیروهایشان خودداری میكنند. شاهد این سخن،تغییر مداوم محل كار به وسیله خبرنگاران و یا كار كردن در چند محل مختلف است. واقعیت این است كه،اگر چه خبرنگاری جزو مشاغل سخت است ، اما حقوق و مزایای این افراد به هیچ عنوان شایسته و درست پرداخت نمیشود و بیشتر برخوردها با خبرنگاران مانند برخورد با بَردگان است. كار زیاد و حقوق كم ...

روزنامه كارگزاران در حالی را افتاده كه به دلیل عدم پرداخت حقوق خبرنگاران سابقاش، دو نكته در آن قابل توجه است:
1- نیروهایی كه در آن مشغول به كار شدهاند.
2- نگاه خبرنگاران و اهالی ادبیات به این روزنامه.
در بحث نخست؛باید گفت، برخی از نیروها همان نیروهای سابق روزنامه هستند كه ،از سوی نیروهایی كه دیگر با این روزنامه همكاری نمیكنند متهم به برخورد دوگانه و چاپلوسی شدهاند. گفته میشود آنها زمانی كه حقوق نیروها پرداخت نشده بود ،با آنها همراه بودندو آنها را نیز به شكایت و گرفتن حق خود تشویق میكردند ، در حالی كه امروز رفتهاند زیر پرچم همانها كه مخالفشان بودند سینه میزنند.
دسته دوم ، كسانی هستندكه بیتوجه به برخورد این روزنامه با خبرنگاران سابق آمدهاند تا در آن كار كنند؛ كه حضورشان دو حالت دارد: یا به نان شب محتاج هستندكه به چنین روزنامهای با این سابقه منفی در برخورد با خبرنگاران خود آمدهاند، یا اینكه غیرت مطبوعات و توجه به دوستانشان برایشان چندان مهم نیست و به قول معروف «مشكل آنهاست به ما مربوط نمیشود!».
اما در نكته دوم كه به نگاه دیگران به این روزنامه بر میگردد، دو زمزمه شنیده میشود كه نخست، ما به خاطر آنها كه آنجا هستند با این روزنامه همكاری میكنیم .
گروه دوم ؛ضمن متهم كردن كسانی كه بیتوجه به برخورد زشت روزنامه با خبرنگاران دیگر وارد همكاری با آن شدهاند ، معتقدند باید روزنامه كارگزاران را تحریم ادبی كرد. یعنی ؛نه خبرنگاران با آنها همكاری كنند و نه اهالی ادبیات با خبرنگاران حاضر در آن همكاری داشته باشند! این باعث میشود تا دیگر هیچ روزنامهای حرفه و زندگی یك خبرنگار را به بازی نگیرد. این نگاه دوم در حالی زمزمهاش در میان اهالی مطبوعات و ادبیات به گوش میرسد كه گفته میشود، برخی از روزنامه نگاران ،نویسندگان و منتقدان از همكاری با این روزنامه به بهانههای مختلف خود داری میكنند و معتقدند بی احترامی و آزار خبرنگار ادب و هنر ، بی احترامی به جامعه ادبی و هنری است؛پس برای جلوگیری از افزایش چنین رفتاری با خبرنگاران ادبی و دیگر خبرنگاران،باید عكس العملی قاطع نشان داد.
حال باید دید حزب و روزنامه كارگزاران كه در آستانه انتخابات مجلس ایران نیز قرار دارند، با این صفر بزرگ اخلاقی كه از جامعه ادبی ایران گرفتهاند چگونه برخوردخواهند كرد!