تبليغاتX
غزلداستان
شعری از فهیم حیدر اف- شاعر تاجیک/ترجمه ی خودم

آه، امان از من/یا این رویاهای کورتاژ شده ام!/با این زنی که در دلم مویه می کند/می خندد/سبکسرانه خواب هام را به بازی می گیرد/چه می خواهی ای زن، در دلم؟/با خونی که دیده ای / و دلم را سرخ کرده است/ با تتوی ابروهات/ که شیطان مجسم است/در دلم/با کفش هات /با بندهای گشوده اش/که جا گذاشته ای در دلم/امان از من/با تو که نمی دانم از کجا/ و چرا/  با این سه دختر مرده ات/که بی دلیل و پری وار/ خوابگرد دلم شده اند/با این لباس دل ربا/که درخت پسته است/و روییده است/با عطر تلخش در دلم/ آه ، امان از من/با این رویاهای کورتاژ شده ام!
|+| نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:7  توسط محسن فرجی  |