خبر را که دیدم خیلی جا خوردم:
کامران نوشته که جلسات نقد کتاب نسل پنجم دیگر برگزار نمی شود.
دقیقا نمی دانم چه اتفاقی افتاده ، اما گمان می کنم این کار بی مزد و بی منت ، کامران را خسته کرده است.حق هم دارد.آخر بر خلاف برخی حرف و حدیث های بی پایه و اساس مبنی بر این که کامران برای این جلسات کیسه دوخته است، من از نزدیک شاهد بودم که این کار برای او جز زحمت و خستگی و گاه تنش های بی مورد ، چیز دیگری نداشت.
البته شاید حالا جای این حرف ها نباشد و بهتر است به این فکر کرد که چطور می توان این جلسات را دوباره برپا کرد.با این که کامران ایده ی اولیه ی نسل پنجم و بعد راه انداختن وبلاگ و جلسات را به تنهایی به دوش کشید، اما یقین دارم که او نسل پنجم را ملک شخصی خود نمی داند.پس می توان به این فکر کرد که این جلسات به شکل گروهی اداره شود.یعنی جمعی از بچه های این نسل، در کاری گروهی به شناسایی و انتخاب کتاب های نسل پنجم و گزینش منتقد برای نقد آن ها بپردازند.بعد هم به نوبت گرداندن جلسات نقد را به عهده بگیرند.حتا می توان به یک هیات دبیران یا امنا فکر کرد که با رای اکثریت بچه های نسل پنجم انتخاب شوند .
فکر می کنم همین لحظه است که می توانیم نشان بدهیم چقدر روحیه ی کار جمعی داریم یا نداریم.امیدوارم جواب مثبت باشد.خواهش من این است که بچه ها برای این که گام اول را بردارند، پیشنهاد های خودشان را در وبلاگ نسل پنجم بگذارند و بگویند که چطور می توانیم این جریان را با همدیگر بالنده تر کنیم.
|
+|
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 19:39  توسط محسن فرجی
|