درباره‌ی کاج‌های موربِ علی چنگیزی


خواندن مجموعه داستان کاج‌های مورب نوشته‌ی علی چنگیزی برای من تجربه‌ی خوشایندی بود. این را حالا می‌گویم که شاید دوهفته‌ای از خواندن داستان‌ها می‌گذرد . چون وقتی برمی‌گردم  و کتاب  را  در ذهنم مرور می‌کنم، هم  حال و هوای داستان‌ها خوب در خاطرم مانده و هم حس حوبی از آن‌ها به من منتقل می‌شود. این قطعا ملاک و معیاری همگانی نیست، اما برای من هست. یعنی اگر بعد از مدتی، داستانی در خاطرم بماند و یادآوری‌اش تجریه‌ای خوشایند باشد...

ادامه نوشته

رقص های جنگ/ شرمن الکسی / مجتبی ویسی


اگر قرار بود به غلط از او یاد کنند ترجیح می داد که فراموشش کنند.

از شعر بلند "این عشق" / ژاک پره ور/ احمد شاملو


...ما دو مى‏توانيم برويم و برگرديم
مى‏توانيم از ياد ببريم و بخوابيم
بيدار شويم و رنج بكشيم و پير بشويم
دوباره بخوابيم و خواب ِ مرگ ببينيم
بيدار شويم و بخوابيم و بخنديم و جوانى از سر بگيريم،
اما عشق‏مان به جا مى‏ماند
لجوج مثل موجود بى‏ادراكى
زنده مثل هوس
ستمگر مثل خاطره
ابله مثل حسرت
مهربان مثل يادبود
به سردى ِ مرمر
به زيبايى ِ روز
به تُردى ِ كودك
لبخندزنان نگاه‏مان مى‏كند و
خاموش با ما حرف مى‏زند...