کشف یک شاعر مرده/ دو بند از شعر بلند عمویم به عشق آباد رفته بود
دوستم بهاءالدین مرشدی از شاعری حرف زد به اسم علی نجفی.گفت که شاعری درخشان بوده و مرده.او شاعرانی را که دوست دارد، متصف به صفت "درخشان" می کند.چنانچه به زنده یاد بروسان می گفت شاعر درخشان.به سلیقه ی شعری اش اعتماد و اعتقاد دارم.گفتم شعرهایش را بفرستد.گفت که علی نجفی سال ۸۸ مرده ، در سن ۴۷ سالگی سکته کرده و نیشابوری بوده.بعد شعرها را فرستاد: یک شعر بلند بود به اسم " عمویم به عشق آباد رفته بود" که نوعی شعر - داستان است و در ۶۰ بند ، سفر شاعرانه ی عموی راوی را به عشق آباد حکایت می کند. و یک مجموعه شعر به اسم " کنار بی خیالی اسب ها".این کتاب هم ۶۰ صفحه بود و هر دو هم واقعا درخشان .به بهاء پیشنهاد دادم که هر دو دفتر را در قالب یک کتاب دربیاوریم، با مقدمه ای از خودش و موخره ای از شمس لنگرودی که شعرهای زنده یاد نجفی را خوانده و پسندیده.گفت که مقدمه را یکی دیگر از شاعران نیشابوری می نویسد که دوست زنده یاد نجفی بوده و با زندگی و سلوک شعری اش آشناتر.گفت که شمس هم به احتمال زیاد، موخره را می نویسد.اگر همه ی این اتفاقات بیفتد، به گمانم یک پیشنهاد شعری جدید را در فضای شعر امروز خواهیم دید.حرف درباره ی شعرهای زنده یاد نجفی بماند برای وقتی که کتابش در آمد، اما عجالتاً دو بند از شعر بلند " عمویم به عشق آباد رفته بود" را در این جا می گذارم:
۲۷
عمویم
شاید در عشق آباد
در کنار حوض قهقهه
ایستاده است
و دارد بالا میآورد
تلخی و اندوه
در چینهای پیشانی
و چشمهایش
لانه کرده
و غبار کهکشانهای سوخته
روی موهایش نشسته است
و زنی با چشمهای مورب ترکمنیش
بر کاکل او شانه میزند
و با شراب
زهر
مینوشاند به او
۵۸
در خوابهاش
انگاری
دستهای کبوتر
میآمدند تا خط کنارههای پیشانیش
و نوک میزدند
به دانههای خشخاش
+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 16:23 توسط محسن فرجی
|